دانلود پایان نامه ارشد رشته مدیریت

عنوان کامل پایان نامه :

  مطالعه تأثیر شرایط محیطی بر مشتری مداری و گرایش کارآفرینانه

قسمتی از متن پایان نامه :

گرایش کارآفرینانه

سازمان­هایی که می­خواهند به گونه موفق کارآفرینی را در سطح سازمان اجرا کنند، نیاز به یک گرایش کارآفرینانه دارند. گرایش کارآفرینانه به فعالیت­های تعیین استراتژی تصریح دارد که کسب و کارها برای شناسایی و راهبری شرکت­های نوپا به کار می­برند. گرایش کارآفرینانه یک چار چوب ذهنی و یک دورنما در مورد کارآفرینی ارایه می­دهد که در فرآیندهای جاری شرکت و فرهنگ سازمانی منعکس شده می باشد. مفهوم گرایش کارآفرینانه از تحقیقاتی نشات گرفته که تعیین استراتژی را بر حسب الگوهای اقدام یا سبک­های تصمیم گیری ملاحظه نموده می باشد. موضوع رایج در ادبیات گرایش کارآفرینانه این می باشد که محققان همگی توافق دارند که گرایش کارآفرینانه یک فرآیند سطح سازمانی پویاست که صرف نظر از اندازه و نوع سازمان قابلیت کاربرد در هر سازمان را دارد (نایت، 1997).

اگرچه مینتزبرگ[1] (1973) عوامل پیشگامی و خطرپذیری را به جامعه مدیریت معرفی نمود، اما مطالعات اولیه کارآفرینی در سطح سازمان توسط خاندوالا[2] (1977)، میلر و فرزین[3] (1978، 1982) و میلر (1983) منجر به توسعه سازه گرایش کارآفرینانه گردید که سه بُعد خطرپذیری سازمانی، پیشگامی و نوآوری را شامل می­گردید. مفهوم گرایش کارآفرینانه برای تصریح به فرآیندها و سبک­های اتخاذ استراتژی سازمان بکار گرفته شده می باشد. در تکامل تدریجی گرایش کارآفرینانه، خاندوالا (1977) گرایش کارآفرینانه را به عنوان انتخاب استراتژیک تعریف نمود و مقیاسی برای اندازه­گیری ویژگی­های سازمانی ارائه نمورد که کارآفرینی را نیز شامل می­گردید. میلر و فریزن (1978، 1982) ابعاد گرایش کارآفرینانه را تعریف کردند و آن را با عوامل مقیاس خاندوالا (1977) برای اندازه­گیری کارآفرینی در سازمان­ها منطبق ساختند. با این حال، کوشش­های اولیه خاندوالا (1977) و میلر و فریزن (1978) منحصراً روی کارآفرینی تمرکز نداشت و تنها بینش اولیه­ای درمورد سازه گرایش کارآفرینانه فرآهم می­نمود.

در ادامه مطالعات، میلر (1983) مفهوم گرایش کارآفرینانه را به وسیله ساخت یک مقیاس عملیاتی نمود و به مطالعه تعیین کننده­های کارآفرینی در انواع مختلف سازمان­ها پرداخت. میلر (1983) عنوان نمود، “ یک شرکت کارآفرینانه شرکتی می باشد که در نوآوری محصول و بازار درگیر می­گردد، بعضی اقدامات مخاطره آمیز را به عهده می­گیرد و اولین شرکتی می باشد که با نوآوری­های پیشگام مطرح می­گردد و رقبا را تحت فشار قرار می­دهد” (ص 771). میلر (1983) گرایش کارآفرینانه را متشکل از سه بُعد خطرپذیری، نوآوری و پیشگامی معرفی نمود. کوین و اسلوین (1986، 1989، 1991) از مدل سه بُعدی گرایش کارآفرینانه میلر (1983) طرفداری کرده و اظهار کردند که سازمان­هایی که گرایش کارآفرینانه بالایی از خود نشان می­دهند، الگوهای رفتاری ویژه­ای دارند و متغیرهای درونی، بیرونی و استراتژیکی که اثرات تعدیل کنندگی بر ارتباط بین گرایش کارآفرینانه و عملکرد سازمانی داشتند را پیشنهاد کردند. کوین و اسلوین (1991) از اصطلاح “حالت کارآفرینانه”[4] برای توصیف رفتارهای خطرپذیری، نوآوری و پیشگامی بهره گیری کردند. نامن و اسلوین[5] (1996) عبارت “سبک کارآفرینانه” [6] را برای توصیف نوآوری، پیشگامی رقابتی و خطرپذیری کسب و کار یک شرکت به کار گرفتند. صرف نظر از اصطلاحاتی که برای توصیف گرایش کارآفرینانه بهره گیری شده می باشد، این سازه از نظر مفهومی چند بُعدی بوده و نشان دهنده تمایل شرکت برای حفظ مزیت رقابتی خود در بازار و همچنین نشان دهنده توان رقابت تهاجمی از طریق خطرپذیری، تغییر و نوآوری پیش روی سایر رقبای تجاری می باشد (میلر، 1983؛ کوین و اسلوین، 1988).

لامپکین و دس (1996) با اضافه کردن ابعاد رقابت تهاجمی و استقلال کاری به مدل سه بُعدی گرایش کارآفرینانه (میلر، 1983؛ کوین و اسلوین، 1986، 1989، 1991) مشارکت بیشتری در تکامل این سازه داشتند. براساس نظر این محققین، گرایش کارآفرینانه در نشان دادن جهت گیری استراتژیک، جنبه­های تصمیم­گیری، رویه­ها و طرز اقدام یک شرکت را جهت مشخص کردن چگونگی اداره شرکت با هم ترکیب می­کند. بر اساس نظر لامپکین و دس (1996)، گرایش کارآفرینانه به فرایندها، شیوه­ها و فعالیتهای تصمیم‌گیری کلیدی سازمان تصریح دارد که منجر به ورود جدیدی می گردد. آنها اظهار کردند که «ورود جدید» بوسیله وارد شدن به بازارهای جدید با محصولات یا خدمات فعلی یا جدید تحقق می‌یابد. بر این اساس یک ورودی جدید ایده‌ای می باشد که کارآفرینی سازمانی را تحت پوشش قرار می‌دهد. ابعاد کلیدی که جهت­گیری کارآفرینانه را مشخص می­کنند شامل مستقل اقدام کردن، تمایل به نوآوری، ریسک طلبی و تمایل به تهاجم به رقبا و ارتباط فعالانه داشتن با فرصت­های بازار می باشد. لامپکین و دس (1996) پیشنهاد کردند که ابعاد گرایش کارآفرینانه مستقل هستند و در تعامل با متغیرهای زمینه­ای شامل عوامل محیطی و ویژگی­های سازمانی شرکت به وجود می­آیند (شکل 2-6). در مدل ارائه شده توسط لامکین و دس (1996)، گرایش کارآفرینانه ارتباط مستقیمی با عملکرد سازمان دارد در حالی که متغیرهای محیطی مانند قدرت تحرک و پویایی، بخشندگی و کرامت، پیچیدگی و ویژگی­های صنعت ارتباط بین گرایش کارآفرینانه و عملکرد سازمان را تعدیل می­کنند. به گونه مشابه در این مدل، عوامل سازمانی نظیر اندازه و ساختار، استراتژی و فرهنگ، فرایندهای تدوین استراتژی و منابع دردسترس سازمان ارتباط بین گرایش کارآفرینانه و عملکرد سازمان را تعدیل می­کنند. از نظر این محققان، عملکرد سازمان تنها رشد فروش و سودآوری نمی­دانند بلکه رضایت سهامداران نیز به عنوان بخشی از عملکرد سازمان مطرح می باشد.

[1] Mintzberg

[2] Khandwalla

[3] Miller & Friesen

[4] Entrepreneurial Posture

[5] Naman & Slevin

[6] Entrepreneurial Style

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

 

1-4-1- هدف کلی

هدف کلی این پژوهش تعیین اثر عدم اطمینان محیطی بر سطح مشتری مداری و گرایش کارآفرینانه بانک­های خصوصی در استان اصفهان می­باشد.

اهداف اختصاصی:

اهداف اختصاصی پژوهش حاضر به تبیین ذیل می­باشد:

  1. توصیف اندازه عدم اطمینان محیطی و ابعاد آن در بانک­های خصوصی استان اصفهان
  2. توصیف اندازه مشتری مداری و ابعاد آن در بانک­های خصوصی استان اصفهان
  3. شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

  4. توصیف اندازه گرایش کارآفرینانه و ابعاد آن در بانک­های خصوصی استان اصفهان
  5. تعیین اثر عدم اطمینان محیطی بر سطح مشتری مداری بانک­های خصوصی در استان اصفهان
  6. تعیین اثر عدم اطمینان محیطی بر سطح گرایش کارآفرینانه بانک­های خصوصی در استان اصفهان
  7. تعین اثر مشتری مداری بر سطح گرایش کارآفرینانه بانک­های خصوصی در استان اصفهان

لینک متن کامل پایان نامه رشته مدیریت با عنوان :  مطالعه تأثیر شرایط محیطی بر مشتری مداری و گرایش کارآفرینانه  با فرمت ورد