عنوان کامل پایان نامه :

 تحلیل ژئوپلیتیک جنوب شرقی ایران با تاکید بر مهاجرت اتباع خارجی

قسمتی از متن پایان نامه :

رویکرد ژئوپلیتیک در دوره افول

ارتباط علم ژئوپلیتیک با نظامی گری باعث گردید که خصوصاً به علت پیامدهای جنگ جهانی دوم به اصطلاح ژئوپلیتیک برای یک تا دو دهه حتی در مطالعات سیاسی در روابط بین الملل مورد بهره گیری قرار نگیرد. نتیجه چنین وضعیتی بعد از جنگ جهانی دوم جدایی جغرافیای سیاسی از میراث مشخص بنیانگذارانی زیرا راتزل، مکیندر و بومن بود (Taylor, 1990: 45). نازی ها سیاست های توسعه طلبانه و خشن خود را از طریق تئوری های تحریف شده ژئوپلیتیکی توجیه می کردند و همین امر برای مدت چند دهه بر دانش جغرافیای سیاسی سایه افکند (وود و  دیمکو، 1373: ۴). در سال 1964 پیر ژرژ جغرافیدان فرانسوی در کتاب خود تحت عنوان «جغرافیای فعال» واژه ژئوپلیتیک را بدترین کاریکاتور جغرافیای کاربردی در نیمه اول قرن بیستم خواند و تحلیل ژئوپلیتیکی را مردود دانست (میر حیدر، 1383: 15).

وقتی کریستف در سال ١٩۶٠ کتاب خود را در مورد تاریخچه ژئوپلیتیک نگاشت، اعتقاد داشت که این دانش بایستی به عنوان یک ارزش پیش روی جریانات سیاسی باقی بماند، اما پاسخ به دیدگاه های او بسیار تند بود. الکساندر در سال ١٩۶١ در پاسخ وی ابراز نمود که جغرافیای سیاسی می تواند به عنوان یک ارزش همین وظیفه را به عهده گیرد و ژئوپلیتیک بجز ارزش تاریخچه ای نباید مورد بهره گیری باشد. در واقع پس از جنگ، جغرافیای سیاسی بجای ژئوپلیتیک در کانون توجهات جامعه علمی علاقه مند به این رشته از دانش جغرافیا قرار گرفت (کریمی پور، 1371: 18). زوال و شکوفایی ژئوپلیتیک از جنگ جهانی دوم قابل ملاحظه و چشمگیر می باشد. برای اکثر مواقع تقریباً ژئوپلیتیک به عنوان یک مبحث دانشگاهی و علمی کنار گذاشته گردید نتیجه این زوال بریده شدن جغرافیای سیاسی از میراث ممتاز بنیانگذاران آن نظیر فردریک راتزل در آلمان، سر هالفورد مکیندر در بریتانیا و آیزایا باومن در ایالات متحده آمریکا، بود. اینکه جغرافیدانان سیاسی تصمیم گرفته اند که چنین کار غیر معمولی را انجام دهند تأثیر بسیار عمیق ژئوپلیتیک آلمان در دهه 1930 بر جغرافیای سیاسی بصورت جزئی و جغرافیا به صورت کلی، را نشان می دهد. ژئوپلیتیک پیش روی جغرافیای سیاسی که علمی قابل تحسین و تکریم می باشد به یک دانش منفور تبدیل گردید (Taylor, 1989: ).

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

 

 

2-6-3-  رویکرد ژئوپلیتیک در دوره احیاء و شکوفایی

درحالیکه نامداران جغرافیای سیاسی همچون ریچارد هارتشورن و استیفن جونز در کوشش شکوفا ساختن جغرافیای سیاسی در دنیای نیمه قرن بیستم بودند، و در حالیکه سیاستمدارانی زیرا هنری کیسینجر واژه «ژئوپلیتیک» را دوباره به زبان روزمره سیاسی نیمه دوم قرن بیستم می آوردند، جهان اندیشانی زیرا ژان گاتمن و سوئل کوهن پیروزمندانه جهان اندیشی ژئوپلیتیک را به بستر اصلی مباحث دانشگاهی باز گرداندند. ژان گاتمن در این زمینه تأثیر ویژه ای داشت. وی با طرح تئوری «آیکنوگرافی ـ سیرکولاسیون»، «حرکت» را در مباحث ژئوپلیتیک در معرض توجه ویژه قرار داد و عوامل روحانی، یا عامل «معنی» را در جهان اندیشی «اصل» یا «مرکز» دانست و «مادّه» یا «فیزیک» را تأثیر گیرنده قلمداد نمود. در این جا کافی می باشد گفته گردد که با طرح این اندیشه گاتمن در حقیقت جهان اندیشیِ سیاسی و ژئوپلیتیک را کاملاً دگرگون نمود و این مبحث دانشگاهی را به بستر تازه ای انداخته می باشد و به حقیقت، پدر جغرافیای سیاسی نو و ژئوپلیتیک نو شناخته می گردد (مجتهد زاده، 1376: 96).

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

 

آیا ورود اتباع خارجی از سمت مرزهای جنوب شرق ایران از لحاظ جغرافیای سیاسی تاثیری بر روابط

بین دو کشور و نیز مسائل منطقه ایی گذاشته می باشد؟

 دانلود متن کامل پایان نامه جغرافیا در لینک پایین صفحه